KIM V

part fourteen

کیم‌وی

خوبه بهت بگم خرس گنده؟

چیزی نگفت فقط خیره نگاهم کرد

رسما خودم میدونستم دارم چرت و پرت میگم اما نمیدونم چرا داشتم اینطور احمقانه رفتار میکردم

سوار شدم و گوشه ترین جای آسانسور وایستادم تا بتونم دیدش بزنم

خب چیکار کنم واقعا کراش بود و دلم میخواد صبح تا شب ببینمش و تو تمام حالات طراحیش کنم

وای یعنی بدنش بدون لباس چه شکلیه!؟

یکی زدم تو سرم که لبخند زد تازه متوجه شدم اون هنوز هم به من خیره شده بود

طبقه همکف پیاده شدم و بی هدف شروع کردم راه رفتن به سمت بیرون عمارت

تهیونگ

امروز بلاخره میتونم اون خرگوش کوچولو رو ببینم.

در موردش با هیونگ هام صحبت کرده بودم چون این اولین بار بود که از کسی خوشم اومده و هیچ تجربه فاکی ندارم.

چطور باید بهش بگم.؟

یونگی هم از دختری که خوشش اومده بود گفت

و بعد از کلی فکر تصمیم گرفتیم که اون دو نفر به یه علتی به خودمون نزدیک تر کنیم

تا بیشتر علاقه های اون دوتا رو بشناسیم.

به همین علت برای 3 نفر از اعضای پک لباس تهیه کردیم و گفتیم بین دانش آموزا باشن

تا طبیعی جلوه کنه و بعد اون دو نفر همراه با این افراد صدا کنیم تا تو طبقه خودمون باشند.

من تو طبقه خودم داشتم تمام مدت توسط دوربین ها بچه ها رو میدیدم تنها هدفم هم دیدن اون خرگوشک و ریکشن هاش بود.

اون چشمای درشت عسلیش با لذت همه جارو میدید انگار علاقه زیادی به اینجا داشت.

وقتی جکسون داشت اسم بچه ها رو میخوند، به طور واضح غرغر کردنش رو دیدم

انگار زیادی خرگوش کوچولوم رو سرپا نگه داشتم.

چند ساعت بعد

اه الهه ماه بلاخره که باید از نزدیک ببینمش

دلم میخواد تو بغلم لهش کنم خیلی کیوت و خوشگلهه.

من میدونم این همون دختری که تو خواب میدیدم اما صورتش معلوم نبود.

وقتی داشت با جین هیونگ صحبت میکرد صدای نازش دقیقا همون دختره ی تو خوابم بود.

تهیونگ تو از کی اینقدر بی جنبه شدی؟!!

باسنش خیلی خوش فرم و گرد

کمرش هم باید در اولین فرصت برانداز کنم

دقیقا عین آدم های پد*وفیلی شدم.

یک ساعت تا پایان تایم استراحت مونده بود

یه دوش گرفتم

بعد لباس پوشیدم برم پرونده ها رو بررسی کنم

دکمه طبقه 5 زدم و منتظر وایستادم برسه هنوز یک طبقه نرفته بود که در آسانسور باز شد

اصلا فکر نمیکردم تو این وضعیت ببینمش

مثلا کلی برنامه ریخته بودیم اما حالا که شده چه بهتر...

با چشم های درشت خوشگلش داشت سر تا پای منو دید میزد..

نمیدونم از کجا نیمه شیطون وجودم بیدار شد

گفتم: اگر پسندیدی سوار شو خرگوش کوچولو

وای چقدر کیوت با شنیدن حرف من به دماغش چینی داد

اخم کرد که خیلی بیشتر از قبل کیوت شد

و با عصبانیت داشت حرف میزد که من یک کلمه هم نفهمیدم چی میگه...

محو صورت ماهش بودم

اینقدر محو شده بودم که نفهمیدم کی به همکف رسیدیم و خرگوش تیز پا رفت بیرون

آهی از سر بیچارگی کشیدم، کی فکرش میکرد کیم وی بزرگ برای یه دختر اینقدر درمانده بشه‌...

ناخداگاه دنبال دختر رفتم ببینم کجا میره

همینجوری داشت راه می رفت که یهو دوید با هیجان رفت سمت باشگاه اسب سواری

کنار اسب کوچولو که تقريبا ۱ ماهش بیشتر نبود وایساد

با لحن کودکانه باهاش صحبت میکرد، اسمش رو میپرسید

نازش می کرد و من چقدر به این اسب حسودی میکردم

بعدم براش یه اسم انتخاب کرد دوباره کمی بازی کرد و بلند شد فکر کنم وقت برنامه ویژه باشه

سریع قایم شدم پشت اسب بزرگ مشکیم تا منو نبینه

وقتی که رفت منم رفتم دیگه سرکارم این دختر کل فکر و ذهن من اسیر خودش کرده بود.

طبقه پنجم رفتم بعد از بررسی کار ها و تمام شدن جلسه در اتاق جین هیونگ رو زدم و وارد شدم.

سلام هیونگ

جین: سلام بر رئیس بزرگ کیم وی، حال دلت چطوره؟

اه، خراب خودت دیدیش امروز دیگه اصلا نمیتونم از فکرش بیام بیرون باید زودتر برای خودم بشه

جین: یادته چقدر من و مسخره میکردی الان سرت اومد، بعدم هنوز ۹ روز مونده تا سن بلوغش مونده باید تا اونموقع صبر کنی

تهیونگ: سعی میکنم،

امروز تو آسانسور دیدمش رایحه ضعیف وانیل و توت فرنگی داشت. خیلی رایحش خوبه

جین: باشه آقای عاشق

ولی تهیونگ خیلی خوش شانسی اگر خودم زن نداشتم حتما میگرفتمش

اون قیافه کیوت و هیکل بی نقص واقعا یکی از خوشگل ترین افرادی که تا به حال دیدم

دست دست کنی یکی رو هوا مخش میزنه.

با این حرفش با چشمای قرمز بهش نگاه کردم

با صدای دیپ( عمیق و بم) تر و کلفت تر گفتم:

اون جفت منه هرکس بهش نزدیک بشه قلم پاش خورد میکنم سر اموال من شوخی نکن.

جین: باشه باشه تهیونگ لطفا خودتو لعنتی رو کنترل کن دارم میمیرم.

سریع کنترلم رو بدست گرفتم

تهیونگ: ببخشید هیونگ

جین: لطفا سعی کن خودتو کنترل کنی

اه برم پیش یکم انرژی بگیرم.

فعلا تهیونگ
......
دیدگاه ها (۷)

KIM V

#v#bts#teahyung

KIM V

KIM V

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط